تبليغاتX
*:-*:-* افسون عشق *:-*:-*


*:-*:-* افسون عشق *:-*:-*

عشق. نفرت ,عاشق ,جدایی,خیانت,تنهایی

به امید خداه امدم تا باز عاشقی را دوباره از سر گیرم خدایا شکر

نوشته شده در سی ام مهر 1390ساعت 9:3 توسط سید مهدی | |

نوشته شده در بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 1:48 توسط سید مهدی | |

 
وقتی که دیگر نبود 

من به بودنش نیازمند شدم. 

وقتی که دیگر رفت 

من به انتظار امدنش نشستم. 

وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد 

من او را دوست داشتم. 

وقتی که او تمام کرد 

من شروع کردم. 

وقتی او تمام شد 

من اغاز شدم. 

و چه سخت است تنها متولد شدن 

مثل تنها زندگی کردن است 

مثل تنها مردن!

نوشته شده در پنجم فروردین 1389ساعت 23:55 توسط سید مهدی | |

نوشته شده در بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 1:16 توسط سید مهدی | |

امشب را با یاد تو ماندم

در سکوت وتنهایی

رفتند همه لحظه های این عمر

بی بار واز تو خالی

من ماندم وانتظار بی پایان

وقت است که باز آیی

وقت است که باز آیی  

نوشته شده در بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 1:15 توسط سید مهدی | |

بارفتنت تار من

 هم تار تاریکی ها گشت

خنده ام گریه شدو

از صحن لبهایم برفت

ای غزل با من بسوز

در این زمانه ی غریب

گله کن از آن که رفت

 وقلب مرا شکست  

نوشته شده در بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 1:14 توسط سید مهدی | |

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...
 تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...
 تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه كردم ...
 تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست....
 تنهایی را دوست دارم زیرا.... در كلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار كشیدنم را پنهان خواهم كرد

نوشته شده در بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 1:6 توسط سید مهدی | |

مثل ماهی

         که به آب نیازمند است ٬

مثل گیاه

         که به خاک نیازمند است ٬

مثل زمین

         که به خورشید نیازمند است ٬

من نیز به تو نیازمندم ٬

مانند نفس در سینه

و مانند خون در رگهای من

                        جریان داری ٬

بی تو می میرم !

نوشته شده در بیست و دوم اسفند 1388ساعت 0:11 توسط سید مهدی | |

هر روز گوشه اي از اتاقم مي نشينم و به اين فکر مي کنم که

چقدر ساده تو را از دست دادم ،

چه بچه گانه روزهاي با تو بودن را سپري کردم ،

آخ ...

که وقتي ثانيه هاي با تو بودن از جلوي چشمانم مي گذرد ،

قلبم به درد مي آيد .

نوشته شده در بیست و دوم اسفند 1388ساعت 0:9 توسط سید مهدی | |

زندگي کوتاه است
قوانين را زير پا بگذار
بسرعت ببخش
با صداقت عاشق شو و با حرارت ببوس
هميشه بخند
هيچ وقت لبخند را از لب هايت دريغ نکن
مهم نيست زندگي چقدر عجيب است
زندگي هميشه آنطور که ما فکر مي کنيم پيش نمي رود
اما تا زماني که هستيم ، بايد بخنديم و سپاسگذار باشيم .

نوشته شده در بیست و یکم اسفند 1388ساعت 23:59 توسط سید مهدی | |


:قالبساز: :بهاربیست:

 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ